اشکان از خواب بیدار شده و مامان داره سعی میکنه که بخوابوندش مامان صدام میکنه میرم پیشش و میگم دارم کامنتامو میخونم. برگشتنه میدوم تا زودتر به کامپیوتر برسم که میخورم زمین
و پام خیلی درد میگیره! بعد از خوندن کامنتا میرم تو اتاق مامان اینا و به مامان میگم که پام خیلی درد میکنه مامان هم میگه صبر کن الان یه دامپزشک میاد معاینه ات میکنه!
(بابا رو میگه که تو راه خونه است!) و دوتایی میخندیم. هیچکدوم پامو جدی نمیگیریم! موقع پایین اومدن از تخت مامان اینا یه دور دیگه هم پام محکم میخوره به تخت اشکان! من سراغ درس میرم ولی پام رو نمیتونم زمین بزارم ... غروب مامان میگه چرا با لی لی راه میری ؟ میگم :آخه پامو میزارم رو زمین درد میگیره. نگاه میکنه و میبینه بله روی پام ورم کرده! میگه باید بری دکتر. با بابا میرم یه دکتر دم خونه مون و بعد از معاینه و عکس میگه که استخوان کف پات شکسته و باید گچ بگیری! میریم خونه دنبال مامان و اشکان و 4 تایی میریم یه کلینیک دم خونه مون که دکتر ارتوپد داره! و حالا من یه پوتین سبز خیلی قشنگ دارم! که لازم نیست هی در بیارم و پام کنم!
مامان میگه آقای دکتر نمیشه هر دو تا پاشو گچ بگیرید که ما دیگه امسال زمستون براش پوتین نخریم! میاییم خونه و من 3 روز استراحت دارم و موندم بعد از سه روز چه جوری سوار سرویس بشم و چه جوری تا طبقه سوم که کلاسمه برم؟ اشکانم فکر کرده گچ پای من خوردنیه دولا میشه لیسش میزنه! بعدشم بوسم میکنه!
دعا کنید که زودتر خوب شم
. دکتر گفت باید یک ماه پام تو گچ باشه
...
اینم عکس پام
