تبليغاتX
دختر شرقی
مطلب را به بيشترين بفرستيد: Bishtarin
نمیدونم چی بگم؟ هزار بار تا دم بستن وبلاگ پیش اومدم ولی برگشتم. دلم نمیخواست وبلاگی که اینقدر دوستش داشتم رو ببندم اصلا نمیتونستم تصور کنم که چی میشه اما الان انگار دیگه وقتش رسیده که دیگه نیام تو نت. میخوام یه مدت دور اینترنت رو یه خط قرمز بکشم. حداقل تا موقعی که مشکلم حل بشه. وقتی مشکلم حل شد میام و به همه تون سر میزنم. معلوم نیست کی مشکلم حل میشه اصلا معلوم نیست بالاخره حل میشه یا نه... به هر حال دارم میرم. خوبی ای بدی ای چیزی دیدن حلالم کنین

 

پی نوشت: نمیخواستم دیگه بیام تو نت اما یکی دوبار برای این که ببینم وضع وبلاگم رو به راهه یا نه اومدم. الانم همچنان در حالت قهر با اینترنت به سر میبرم اما یه چیزی هست که باید بگم. یکی هست که فکر کرده نگار رفته و پشت سرش رو هم نگاه نمیکنه و هر کی خواست میتونه توی کامنت دونی ش هر کاری خواست بکنه. نه خیر از این خبرا نیستش من ممکنه دور از اینترنت باشم اما به هیچ وجه بی خبر نیستم. بچه جون یه بار یه غلطی کردی و چرت و پرت نوشتی به روی خودم نیوردم گفتم مزاحمه و آدرسی م نداشتی که بهت حالی کنم اینجا باید چه جوری حرف بزنی. بار دوم رو تحمل کردم اما فکر نکن که من هی خانومی میکنم و به روی خودم نمیارم. ممکنه که خودم نباشم اما میدونم چه خبره پس یه فرصت دیگه بهت میدم. میدونم که میدونی ( چون اگه ندونی خیلی از مرحله پرتی) که به راحتی اب خوردن میتونم نشونی ت رو پیدا کنم. اینقدر برنامه های محافظ و چیزای دیگه وجود داره که حد و حساب نداره. الان میذارم رو حساب این که هنوز منو نشناختی و نمیدونی کی به کیه. اگه یک بار دیگه بیای و چرت و پرت بنویسی مجبورم میکنی که یه کم به خودم زحمت بدم و تنبیه سختی ت کنم. امیدوارم که از این به بعد دیگه همچین کامنتی ازت نبینم...

+ نوشته شده در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 16:15 توسط نگار |